دعا و ختم مجربدعای کارگشایی

دعای عظیم برای رها شدن از اتفاقات تلخ و اندوه پرخیر

دعای سریع الاثر و تجربه شده برای رهایی از سختی ها

دعای عظیم برای رها شدن از اتفاقات تلخ و اندوه پرخیر

هر کسی ممکن است در طول زندگی خود بار ها با لحظات تلخ و سختی ها روبرو شود، در ادامه این پست به شما عزیزان دعای عظیم برای رها شدن از اتفاقات تلخ و اندوه پرخیر را شرح می دهیم که انشالله عاقبت بخیر شده و از مشکلات بزرگ زود تر دور می شوید.

دعا و ختم مجرب دعای کارگشایی
دعای عظیم برای رها شدن از اتفاقات تلخ و اندوه پرخیر

دعای عظیم برای رها شدن از اتفاقات تلخ و اندوه پرخیر,دعای رفع سختی و مشکلات,دعا برای رفع سختی و گشودن گرفتگی کارها,دعا برای رفع سختی زندگی,دعا جهت رفع سختی,دعای رفع بلا و سختی,دعای رفع عسرت و سختی,دعای دفع بلا,دعای دفع بلای سیل,دعای رفع بلا از سیل,دعای رفع بلاتکلیفی,دعای دفع بلا صوتی,دعای دفع بلای خواب بد,دعای رفع بلا اللهم انت ربی,دعای دفع بلای اسمانی,دعای دفع بلا و چشم زخم,دعای دفع بلا در سفر,دعای رفع بلایای طبیعی,دعای رفع بلای خواب بد,دعای رفع بلا از خواب بد,دعای دفع بلایای سیل,دعای رفع بلا و سختی,دعای دفع بلای طبیعی سیل,دعای رفع بلا و طلسم,دعای رفع بلاها,

دعای عظیم برای رها شدن از اتفاقات تلخ و اندوه پرخیر

اَللَّهُمَّ يا كافِىَ الْفَرْدِ الضَّعيفِ، وَ واقِىَ الْاَمْرِ الْمَخُوفِ،
الهى اى کفایت کننده تنهاى ناتوان، و اى نگهبان از حادثه ترسناک،
اَفردَتني الخَطايا فَلاصاحبَ مَعي, وَ ضَعفت عَن غَضَبکٍَ
خطاها مرا به تنهایى کشانده و یار و یاورى با من نیست، و از تحمل خشمت ناتوان شده‏ام و
فَلا مُؤَيِّدَ لى، وَاَشْرَفْتُ عَلى‏ خَوْفِ لِقآئِكَ فَلا مُسَكِّنَ
پشتیبانى ندارم، و در معرض ترس لقاى توام و براى ترسم آرام‏بخشى
لِرَوْعَتى، وَ مَنْ يُؤْمِنُنى مِنْكَ وَ اَنْتَ اَخَفْتَنى؟ وَ مَنْ يُساعِدُنى
نیست، اگر بیمم دهى چه کسى مرا ایمنى دهد؟ و اگر تنهایم گذارى کیست
وَ اَنْتَ اَفْرَدْتَنى؟ وَ مَنْ يُقَوّينى وَ اَنْتَ اَضْعَفْتَنى؟ لايُجيرُ،
که مرا یارى دهد؟ و اگر ناتوانم سازى چه کسى توانم دهد؟
يااِلهى، اِلاّ رَبٌّ عَلى‏ مَرْبُوبٍ، وَ لايُؤْمِنُ اِلاّ غالِبٌ عَلى‏
الهى، پرورده را جز پروردگار پناه ندهد، و مغلوب را جز غالب
مَغْلُوبٍ، وَ لايُعينُ اِلاّ طالبٌ عَلى‏ مَطْلُوبٍ، وَ بِيَدِكَ يا
امان نبخشد، و مطلوب را جز طالب یارى نکند، و اى
اِلهى، جَميعُ ذلِكَ السَّبَبِ، وَ اِلَيْكَ الْمَفَرُّ وَالْمَهْرَبُ، فَصَلِّ
خداى من همه این وسائل به دست توست، و گریز و پناه هم به سوى توست، پس بر
عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَجِرْ هَرَبى، وَاَنْجِحْ مَطْلَبى. اَللَّهُمَّ
محمد و آلش درود فرست، و گریزم را به پناه خود بر، و حاجتم را برآور. الهى
اِنَّكَ اِنْ صَرَفْتَ عَنّى وَجْهَكَ الْكَرِيمَ، اَوْ مَنَعْتَنى فَضْلَكَ
اگر روى کریم خود را از من بگردانى، یا مرا از فضل بزرگت
الْجَسيمَ، اَوْ حَظَرْتَ عَلَىَّ رِزْقَكَ، اَوْ قَطَعْتَ عَنّى سَبَبَكَ،
بى‏نصیب کنى، یا روزیت را از من دریغ ورزى، یا رشته پیوندت را از من بگسلى،
لَمْ‏اَجِدِالسَّبيلَ اِلى‏ شَىْ‏ءٍ مِنْ اَمَلى غَيْرَكَ، وَلَمْ‏اَقْدِرْ عَلى‏ ما
راهى براى دستیابى به هیچ یک آرزوهایم جز وجود تو نخواهم یافت، و بر آنچه پیش توست جز به
عِنْدَكَ بِمَعُونَةِ سِواكَ، فَاِنّى عَبْدُكَ وَ فى قَبْضَتِكَ، ناصِيَتى
کمک تو دست نخواهم یافت، زیرا که من بنده تو و در قبضه قدرت توام، اختیارم
بِيَدِكَ، لا اَمْرَ لى مَعَ اَمْرِكَ، ماضٍ فِىَّ حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِىَّ
به‏دست توست، با فرمان تو مرا فرمانى نیست، حکم تو بر من جارى است، و قضایت در حق من براساس
قَضآؤُكَ، وَ لاقُوَّةَ لى عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطانِكَ، وَ
عدل است، و مرا قدرت خروج از قلمرو سلطنت تو نیست، و
لااَسْتَطيعُ مُجاوَزَةَ قُدْرَتِكَ، وَ لااَسْتَميلُ هَواكَ، وَ لااَبْلُغُ
بر تجاوز از قدرتت قدرت ندارم، و قادر بر جلب محبتت نیستم، و به خشنودیت
رِضاكَ، وَ لااَنالُ ما عِنْدَكَ اِلاّ بِطاعَتِكَ وَ بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ.
نتوانم رسید، و به آنچه نزد توست دست نخواهم یافت مگر به سبب طاعت و فضل و رحمت تو.
اِلهى اَصْبَحْتُ وَ اَمْسَيْتُ عَبْداً داخِراً لَكَ، لااَمْلِكُ لِنَفْسى
الهى شب را صبح کردم و روز را به شب بردم درحالى که بنده ذلیل توام، که جز به کمک تو بر جلب
نَفْعاً وَ لاضَرّاً اِلاّ بِكَ، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى‏ نَفْسى، واَعْتَرِفُ
نفعى و دفع زیانى قدرت ندارم، من در حق خودم به این خوارى و زمینگیرى شهادت مى‏دهم، و به ضعف
بِضَعْفِ قُوَّتى وَ قِلَّةِ حيلَتى، فَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى، وَ
قوّت و کمى تدبیر خود اعتراف مى‏کنم، پس به آنچه به من وعده داده‏اى وفا کن، و
تَمِّمْ لى ما اتَيْتَنى، فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ
آنچه را عنایت فرموده‏اى برایم کامل ساز، زیرا که من بنده بینوا، زار، ناتوان،
الضَّريرُ الْحَقيرُ الْمَهينُ الْفَقيرُ الْخآئِفُ الْمُسْتَجيرُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ
دردمند، خوار، بى‏مقدار، فقیر، ترسان و پناهنده به توام. بارخدایا بر
عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ لاتَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى،
محمد و آلش درود فرست، و مرا از یاد خودت در آنچه به من عطا کرده‏اى گرفتار فراموشى مکن،
وَ لاغافِلاً لِاِحْسانكَ فيما اَبْلَيْتَنى، وَ لاايِساً مِنْ اِجابَتِكَ‏لى
و از احسانت در آنچه به من مرحمت کرده‏اى غافل مساز، و از اجابت دعایم گرچه
وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى، فى‏سَرّآءَ كُنْتُ اَوْضَرّآءَ، اَوْشِدَّةٍاَوْ رَخآءٍ،
به تأخیر افتد نومیدم مکن، چه در خوشى باشم یا ناخوشى، در سختى یا رفاه،
اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلآءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْمآءَ، اَوْ جِدَةٍ اَوْلَأْوآءَ، اَوْ
در سلامتى یا بلاء، در شدت حاجت یا آغوش نعمت، در دارایى یا تنگدستى،
فَقْرٍ اَوْ غِنىً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاجْعَلْ ثَنآئى
در فقر یا توانگرى. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و چنان کن که ثناى
عَلَيْكَ، وَمَدْحى اِيّاكَ، وَحَمْدى لَكَ فى‏كُلِ‏حالاتى‏حَتَّى
تو گویم، و مدح تو نمایم، و در تمام احوال چنان به سپاس تو برخیزم که به آنچه از دنیا نصیبم کنى
لااَفْرَحَ بِما اتَيْتَنى مِنَ الدُّنْيا، وَ لااَحْزَنَ عَلى‏ ما مَنَعْتَنى
خوشحال نشوم، و بر آنچه مرا در دنیا از آن محروم مى‏دارى غمگین
فيها، وَاَشْعِرْ قَلْبى تَقْواكَ، وَاسْتَعْمِلْ بَدَنى فيما تَقْبَلُهُ مِنّى،
نگردم، و خانه دلم را جلوه‏گاه تقوا قرار ده، و بدنم را به کارى وادار که مقبول تو باشد،
وَاشْغَلْ بِطاعَتِكَ نَفْسى عَنْ كُلِّ مايَرِدُ عَلَىَّ، حَتّى‏ لااُحِبَّ
و مرا با قرار دادنم در گردونه طاعت از هر اندیشه خلاف بازدار، تا چیزى را که تو نمى‏پسندى
شَيْئاً مِنْ سُخْطِكَ، وَ لااَسْخَطَ شَيْئاً مِنْ رِضاكَ. اَللَّهُمَّ
نپسندم، و چیزى را که از آن خشنودى ناپسند ندارم. الهى
صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ فَرِّغْ قَلْبى لِمَحَبَّتِكَ، وَاشْغَلْهُ
بر محمد و آلش درود فرست، و قلبم را خلوتگه محبت خود ساز، و به یاد خود مشغول
بِذِكْرِكَ، وَانْعَشْهُ بِخَوْفِكَ وَ بِالْوَجَلِ مِنْكَ، وَ قَوِّهِ بِالرَّغْبَةِ
دار، و به خوف و هراس از خود نشاط بر عملش ده، و به رغبت به سوى خود
اِلَيْكَ، وَ اَمِلْهُ اِلى‏ طاعَتِكَ، وَ اَجْرِ – بِهِ فى اَحَبِّ السُّبُلِ‏اِلَيْكَ،
نیرومندش ساز، و به سوى طاعت خود تمایلش ده، و در خوشایندترین راههاى به سوى خودروانش ساز،
وَ ذَلِّلْهُ بِالرَّغْبَةِ فيما عِنْدَكَ اَيّامَ حَيوتى كُلِّها، وَاجْعَلْ تَقْواكَ
و در تمام دوره زندگیم این قلب را به رغبت در آنچه نزد توست رام گردان، و تقوایت را
مِنَ الدُّنْيا زادى، وَ اِلى‏ رَحْمَتِكَ رِحْلَتى، وَ فى مَرْضاتِكَ
از دنیا توشه‏ام کن، و کوچ مرا حرکت به سوى رحمتت قرار ده، و ورودم را به سرمنزل رضاى خود
مَدْخَلى، وَاجْعَلْ فى جَنَّتِكَ مَثْواىَ، وَهَبْ لى قُوَّةً اَحْتَمِلُ
مقرّر فرما، و در بهشتت جایم ده، و مرا قدرتى کرامت کن که به سبب
بِها جَميعَ مَرْضاتِكَ، وَاجْعَلْ فِرارى اِلَيْكَ، وَ رَغْبَتى فيما
آن تمام بارِ خشنودیت را بر دوش کشم، و فرارم را به سوى خودت، و رغبتم را
عِنْدَكَ، وَ اَلْبِسْ قَلْبِىَ الْوَحْشَةَ مِنْ شِرارِ خَلْقِكَ، وَهَبْ لِىَ
به آنچه نزد توست قرار ده، و لباس وحشت از شرار خلقت را بر دلم بپوشان، و انس به خودت
الْاُنْسَ بِكَ وَ بِاَوْلِيآئِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ، وَ لاتَجْعَلْ لِفاجِرٍ
و دوستانت و اهل طاعتت را به من ارزانى دار، و براى هیچ فاجر
وَ لا كافِرٍ عَلَىَّ مِنَّةً، وَ لا لَهُ عِنْدى يَداً، وَ لابى اِلَيْهِمْ حاجَةً،
و کافرى بر من منّت و نعمتى قرار مده، و روى نیازم را به طرف آنان مکن،
بَلِ اجْعَلْ سُكُونَ قَلْبى وَ اُنْسَ نَفْسى وَاسْتِغْنآئى وَ كِفايَتى
بلکه آرامش دل و راحت جان و بى‏نیازى و انجام گرفتن کارهایم را
بِكَ وَ بِخِيارِ خَلْقِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،
بر عهده خود و گزیدگان خلقت واگذار. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست،
وَاجْعَلْنى لَهُمْ قَريناً، وَاجْعَلْنى لَهُمْ نَصيراً، وَامْنُنْ عَلَىَّ
و مرا همنشین آنان قرار ده، و مرا یار آنان قرار ده، و بر من منّت گذار که
بِشَوْقٍ اِلَيْكَ، وَ بِالْعَمَلِ لَكَ بِما تُحِبُّ وَ تَرْضى‏، اِنَّكَ عَلى‏
شوقم متوجه تو باشد، و برایت چنان کنم که دوست دارى و مى‏پسندى، زیرا که تو بر
كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ، وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ.
همه کارى توانایى، و این همه بر تو آسان است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − دوازده =

بستن
بستن